این شعر قبلا در این وبلاگ بود.خیلی قبل ها...حال دیگرگونه ای از آن و ویرایش شده ی آن را می گذارم.مطمئنم بسیار تغییر کرده است...
و البته خبری تازه:
هشتاد.::.ادبیات جوان ایران با اشعاری از:
محمد امینی
مجید سعد آبادی
آرمان صالحی
آیدا عمیدی
صمد مقدمی
امان الله میرزایی
سعید نوراللهی
احسان هاشمی
به روز شده است.
سلام...
سلام یعنی تو تنها نیستی...
من آدم مغروری نیستم.هیچ وقت نبوده ام.اما از این که صریح باشم و به آزادی قائل هرگز نترسیده ام.هرگز...سابقه ی حضور من در دانشگاه گواه این مدعاست. بحث های درون حزبی. مناظره های بین تشکل ها.فعالیت های انتخاباتی...هرچه کردم به خاطر قائل بودن من به آزادی بوده است.اما تازگی عده ای مدام می گویند که "علی اسداللهی" از نقد شدن متنفر است. آیا این حقیقت دارد؟والله اعلم...من که سکوت را ترجیح می دهم.
به قول طالب آملی:
"لب از گفتن چنان بستم که گویی/دهان بر چهره زخمی بود و به شد"
در ضمن انتخابات نزدیک است و چه خوب است از ژستهای روشنفکری در بیاییم، رای بدهیم و آنکه بهتر است-نه لزوما بهترین- را بر گزینیم. به خصوص که اصلاح طلبان با قوای کامل به عرصه آمده اند و عطر ۲ خرداد ۷۶ دارد دوباره در مشام کشور می پیچد.
با تحریم یا هر اصطلاح دیگری از این دست- حتی با بحثهایی از قبیل تحلیل "عباس عبدی" عزیز،در مورد تمییز قائل شدن بین تحریم و عدم مشارکت- اوضاع بهتر نمی شود.
چون در حال حاضر با وجود دولت مهرورز نهم در بدترین وضعیت ممکنیم...روز به روز وضع فرهنگی-اقتصادی-سیاسی مان در حال وخیم تر شدن است و خرده آبروی بین المللی مان(که میراث دوره اصلاحات است) در حال نابودی است.
یک خبر:
دکتر داوودی معاون اول محمود احمدی نژاد به دانشگاه ما آمد تا پیرامون مسائل اقتصادی دولت مهرورز(!) سخنرانی کند. عده ای از دوستانم به همراه حقیر طی برگزاری جلسه با طرح سوالات و اعتراضاتمان(به قول مطبوعات و رسانه ها) ایشان را آچمز اقتصادی کردیم! طوری که به صورت نیمه کاره جلسه را ترک نمود...

می توانید شرح ماوقع را در ذیل بخوانید:
به چالش كشيده شدن سياستهاي دولت در حضور معاون اول احمدينژاد
.
.
.
و در آخر هشتاد.::.ادبیات جوان ایران به روز شده است!
(لطفا پیرامون مطالب فوق نظری ننویسید و تنها اشعار بنده را نقد بفرمایید.)